بهاء الدوله رازى ( بهاء الدين بن مير قوام الدين )

225

خلاصة التجارب ( طبع جديد )

برنجينه و قليه‌ها و دوغ كه در غمى مذكور شد جمله نافع آيد و خواب آسايش كردن و از تعب‌ها و شراب مسكر و گرمىها دور بودن مطلقا لازم باشد . حمى يوم فرخى علامت آن همچو علامت غضبى بود ليكن اينجا چشم پاك و هموار بود و همچنان‌كه در غضبى اثر آن از نظر و بشره صاحب پيدا بود ، اينجا آثار بهجت از بشره صاحب توان دريافتن و لم اين جمله اعراض يعنى جهت سببيه اين اعراض مر حمى را از ابواب سابقه مبين شده . علاج آن همچو علاج غضبى بود مگر در بوئيدن عطريات و طلا كردن . حمى يوم سهرى جهت سببيه سهر مر حمى را اضطراب و تعب روح است از كثرت تحلل و نياسودن و از آن حال اشتعال يابد . علامت آن تقدم سهر است و گرانى پلك‌هاى چشم چنانچه نيكو نتواند گشودن . و غور كردن چشم به سبب بسيارى تحليل روح كه رطوبت چشم از وى باشد و تحليل رطوباتى كه سبب خواب شوند ، و تهيج پشت هاى چشم و روى از جهت بدى هضم و صعود بخارات خام ، و زردى روى از همين سبب ؛ و تيرگى بول از جهت بدى هضم و تكسر و اعياء اندام‌ها جهت تعب روح و تغير او از جهت ريخته شدن رطوبات گداخته شده از تعب دماغ بر مجارى نفس و غليظ شدن اين‌ها به تحليل لطيف . علاج آن بيكارى و آسايش است بر بسترهاى نرم و در هواهاى ترىفزاى اصلى و يا عملى . و آوردن خواب به منومات و حيل‌ها و به كار داشتن نطول‌هاى خواب آورنده و استعمال آب زن و اغتسال به آب فاتر متواتر در وقت انحطاط و حذر از تعريف و جماع و تعب‌ها و خوردن غذاها خوشگوار ترىفزاى چنانچه در غمى گفته شده . و شراب ممزوج مقدارى خواب آورد و مفيد بود مگر وقتى كه صداع با آن بود و ترطيب و تقويت دماغ لازم بود به بوييدن رياحين . و چيزهاى خواب‌آورنده از بوى داده و غيره چرب كردن كف‌هاى دست‌وپاى و درون بينى پيوسته به روغن‌هاى مذكور در غمى نافع بود . و تدبير آوردن خواب به تقويت معلوم گردد . حمى يوم نومى و راحتى جهت سببيه نرم و راحت مر حمى را عدم تحلل بخارات حاره گرم‌كننده است به مقدارى كه در حركت و بيدارى دستور بوده بلكه كثرت احتقا انجره و ميل حرارت به درون . علامت آن سبقت غلبه خواب و راحت است و امتلاء نبض به سبب غلبه بخار . علاج آن عرق آوردن است در حمام و اغتسال به آب گرم فى الجمله و رياضت معتدل و دلك نيكو و خوردن غذاى مبرّد و مرطّب از آنچه در غضبى مذكور شد و اندك خوردن بعد از صبر بر اغتذاء و حذر از خمر و امتلاء . حمى يوم تعبى جهت سببيت حركات متعب مر حمى را به تحريك حرارت مخفى نباشد .